طمع در احادیث امام علی (ع)
اَعجَبُ ما فِى النسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِكمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَكَهُ الحِرصُ وَ اِن مَلَكَهُ اليَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَكُلُّ تَقصيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛
شگفتترين عضو انسان قلب اوست و قلب مايه هايى از حكمت و ضد حكمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش مى گرداند و اگر طمع در آن سر بركشد، حرص نابودش مىكند و اگر نااميدى بر آن مسلّط شود، اندوه، او را مىكُشد... هر كوتاهى برايش زيانبار است و هر زيادهروى برايش تباهى آفرين.
(علل الشرايع، ص 109، ح 7)
اَلكَفُّ عَمّا فى أَيدِى النّاسِ عِفَّةٌ وَكِبَرُ هِمَّةٍ؛
طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتى است.
(غررالحكم، ج1، ص365، ح1387)
أَعظَمُ النّاسِ ذُلاًّ الطّامِعُ الحَريصُ المُريبُ؛
ذليل ترين مردم، كسى است كه طمعكار، حريص و وسوسه گر باشد.
(غررالحكم، ج2، ص 259، ح2549)
اَکثَرُ مَصَارعِ العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ؛
قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.
(محاضرات، ج1، ص251)
الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ؛
طمع ورزى ، بردگيِ هميشگى است.
(نهج البلاغه، حکمت180)
الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس؛
تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.
(جهادالنفس، ص276)




همهاش میدوی برای یک لقمه نان بیشتر. اعصابت خرد شود که چرا فلان محموله باری نرسیده و یا اصلا غرق شده است در دریا. قرص پشت سر هم قرص که چند ساعتی بدون استرس بتوانی بخوابی. دیگر زندگی که نیست. مثل زهر مار میماند.